
امشب
شعري نخواهم نوشت
شمع را
براي تولد خود روشن ميكنم
و پرهايم را بر آن طواف ميدهم
بر گرد آتشي كه در جانم روشن كرده ام
تكه خاكستری کوچک كافي است
تا پر سوخته حرمت پيدا كند.
جشن میلاد من است
و من
دگر بار به دنيا مي آيم و خاكستر مي شوم
تا راز حضور خود را در یابم
ققنوسم من امشب!
از خدا میخوام همیشه سخت تر از سخت باشید....
برچسب: در این روزگار,در این روز,در این روزها,خدایا در این روزهای پایانی سال,در این حصار جادویی روزگار بشکن,تاریخ ایرانیان در این روز,
نویسنده: سارا رحیمی